الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

18

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

آنگاه باصحاب شمال فرمود : باذن من به آن در آئيد ، گفتند : پروردگارا ! ما را آفريدى تا بسوزانى ؟ ! و نافرمانى كردند ، سپس باصحاب يمين فرمود : باذن من از آتش خارج شويد ، بىآنكه آتش به آنها جراحتى رساند و در آنها تأثيرى گذارد ( خارج شدند ) . چون أصحاب شمال آنها را ديدند ، گفتند : پروردگارا ! اصحاب خود را سالم ميبينيم ، از ما در گذر و امر فرما داخل شويم ، فرمود : از شما در گذشتم ، داخل شويد ، چون نزديك رفتند و افروختگى آتش به آنها رسيد ، برگشتند و گفتند : پروردگارا ! ما بر سوختن صبر نداريم و نافرمانى كردند ، تا سه بار ايشان را امر بدخول فرمود ، و در هر سه بار نافرمانى كردند و برگشتند و آنها ( يعنى اصحاب يمين ) را سه بار امر فرمود ، هر سه بار فرمان بردند و بسلامت از آتش درآمدند . سپس به همه آنها فرمود : باذن من گل شويد و آدم را از آن گل آفريد ، پس آنها كه از اين دسته باشند ، از آن دسته نگردند و آنها كه از آن دسته باشند ، از اينها نشوند ( يعنى عاقبت اصحاب يمين سعادتمند و بهشتى گردند و اصحاب شمال يا شقاوت و دوزخى شوند ) و هر سبكى و بدخلقى كه در اصحابت ( شيعيان ) ميبينى از برخورد آنهاست با اصحاب شمال و هر سيماى نيك و وقارى كه در مخالفينت مىبينى ، از برخورد آنهاست با اصحاب يمين ( گويا مقصود از اين برخورد همان چسبندگى و آميختگى اجزاء گل اوليه آنهاست با يك ديگر ) . توضيح - بيشتر توجيهاتى كه از قول مرحوم مجلسى در روايت 1447 ذكر شد ، در اين روايت جريان دارد . 3 - امام صادق عليه السّلام فرمود : از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند بچه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى ؟ فرمود : زيرا من نخستين اقراركننده بپروردگارم بودم ، خدا از پيغمبران پيمان